Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 62 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 66 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/modules/show.full.php on line 289 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 71 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/index.php on line 105 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 262 مخالفان فلسفه » سایت اطلاع رسانی استاد جعفر فاضل


حدیث روز: امام على(سلام الله علیه): مَنِ استَرشَدَ العِلمَ أرشَدَهُ. آنكه از دانش، راهنمايى خواست، او را ره نمود.       
prev next
Home Contact us Add to Favorites
  • Vote

    
    نظرشما در مورد سیستم؟
    عالی
    خوب
    متوسط
    بد
     
    */

    آمار سایت

    
    آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
    امروز: 0
    اين ماه: 0
    کل: 234
    کل نظرات: 16708
    آمار کاربران يک ساعت پيش: 79
    امروز: 853
    اين ماه: 17677
    کل: 198992
    بن شدگان: 0
    جديدترين عضو: nybwwffzjlh
    /*

    ورود اعضا







  • 
    تاریخ: 25 خرداد 1395
       

    مخالفان فلسفه

    مخالفان فلسفه

    مخالفان فلسفه


    بسمه تعالی

    جدیداً توسط طلبه¬ای جوان كتابي به چاپ رسیده است که در آن رسم ادب نسبت به برخی از اعاظم حوزه رعایت نشده است که البته باعث تأسف است و لازم است که در این خصوص اساتید به شاگردان خود تذکرات لازم را بدهند.
    در ابتدای این کتاب، مقدمه¬اي در مورد پیشینه طولانی مخالفت با فلسفه آمده است که لازم دیدم مورد توجه و نقد قرار گیرد.
    نگارنده مقدمه، نوشتار خود را با این جمله شروع نموده است:
    مخالفت با فلسفه و منطق پیشینه¬ای طولانی در جهان اسلام دارد تا جایی که ....
    همانطور که مشاهده می¬کنید در این جمله اعترافی است که همواره فلسفه، مورد مخالفت بسیاری از دانشمندان دینی از صدر اسلام تا کنون قرار داشته است. آیا با وجود این حجم از مخالـفت با فلسفه، می¬توان فلسفه را با دیـن یکـسان دانـست؟ آیـا
    می¬توان دانشمندانی که نام برخی از آنان ذیلاً ذکر خواهد شد، تجهیل نمود؟ چه، نسبت جهل به مخالفان فلسفه امری رایج است و هر کس که به مخالفت با فلسفه برخیزد یا مغزش خشک شده و یا فلسفه را نفهمیده است. عجب است این چه کالایی است که هر کس آن را بپذیرد اگر چه فردي كم سواد، فلسفه را فهمیده و هر کس آن را انکار کند و لو قاضی سعید قمی باشد آن را نفهمیده است!
    اینک شماري از بزرگاني كه داراي مباني و عقايدي مخالف با ملاصدرا و هم‏فكران او بوده و با انديشه‏هاي او مخالفت ورزيده‏اند، به عنوان نمونه ذکر می¬کنیم تا همگان بخصوص طلاب جوان، با احتیاط به داده های فلسفی نگاه افکنند: ( )
    1 . ملا مراد بن علي خان تفرشي.
    2 . شمس‏الدين محمد بن نعمة ‏اللّه‏ گيلاني(ملاشمسا).
    3 . محمد ابراهيم بن صدرالدين محمد شيرازي. (پسر ملاصدرا)
    4 . ملا عبدالرزاق لاهيجي قمي ملقب به فياض.
    5 . ملا محمد بن علي رضا استرآبادي.
    6 . ملا محمد باقر بن محمد مؤمن سبزواري.
    7 . ميرزا حسن بن ملا عبدالرزاق لاهيجي قمي.
    8 . ملا محمد ملقب به جمال رضوي.
    9 . ملا محمد صادق اردستاني.
    10 . ملا محمد نعيم بن محمد تقي طالقاني (ملانعيما).
    11 . سيد حسن تفريشي.
    12 . ميرزا حسن كرمانشاهي.
    13 . آقا بزرگ شهيدي.
    14 . شيخ فضل اللّه‏ زنجاني.
    15 . آقا ضياء الدين درّي اصفهاني.
    16 . مولي رجب علي تبريزي.
    17 . مولي محمد رفيع پيرزاده زاهدي.
    18 . قاضي سعيد قمي.
    19 . ميرزا محمد حسين طبيب قمي.
    20 . شيخ علي خان تركماني اصفهاني قمي.
    21 . مولي محمد شفيع اصفهاني.
    22 . مير سيد محمد يوسف طالقاني قزويني.
    23 . ملا حسن لنباني ديلماني گيلاني اصفهاني.
    24 . حكيم ملا عباس مولوي.
    25 . ملا مير محمد اسماعيل خاتون آبادي.
    26 . ملا فريدون شيرازي.
    27 . ملا عبداللّه‏ يزدي.
    28 . لطف علي بيك افشار.
    29 . مير قوام الدين رازي تهراني اصفهاني.
    30 . ملا محمد تنكابني گيلاني (فاضل سرابي).
    31 . آقا جمال خوانساري (جمال المحققين).
    32 . حاج ملا اسماعيل بروجردي حائري.
    33 . شيخ عبدالرحيم حائري.
    34 . حاج ملا علي بن ميرزا خليل طبيب تهراني.
    35 . حاج شيخ علي حائري مازندراني.
    36 . علامه شيخ محمد صالح مازندراني سمناني.
    37 . سيد محمد مير لوحي سبزواري.
    38 . مولي محمد صالح مازندراني.
    39 . مولي محمد طاهر قمي.
    40 . عبدالعظيم بن حسين بيدگلي كاشاني.
    41 . شيخ علي بن محمد عاملي اصفهاني مشهدي.
    42 . علامه محمد باقر بن محمد تقي مجلسي.
    43 . ملا فضل اللّه‏ بن محمد شريف كاشاني.
    44 . ملا محمد سعيد لاهيجي گيلاني.
    45 . ميرمحمد نصير بن محمد معصوم بارفروشي.
    46 . مولي علي بن حسين كربلايي.
    47 . سيد محمد طباطبايي اصفهاني بروجردي.
    48 . ملا اسماعيل مازندراني خواجويي.
    49 . شيخ يوسف بن احمد بحراني.
    50 . ملا فتحعلي بن حسن علي.
    51 . سيد محمد علي طباطبايي شيرازي.
    52 . ميرزا ابوالقاسم قمي (ميرزاي قمي).
    53 . شيخ محمد بن عبد علي آل عبدالجبار قطيفي.
    54 . ميرزا محمد بن سليمان تنكابني.
    55 . آخوند ملا فيض اللّه‏ دربندي شيرواني مجتهد.
    56 . آقا ميرزا محمد هاشم چهار سوقي خوانساري.
    57 . شيخ محمد قاسم اردوبادي بن محمد تقي.
    58 . ملا عبدالعزيز بن احمد مقدس شيرواني.
    59 . مولوي اعجاز حسن حاجي امروهي.
    60 . ميرزا علي اكبر بن محسن اردبيلي.
    61 . حاج شيخ محمد جواد خراساني نجفي.
    62 . علامه محقق فقيه شيخ جعفر كاشف الغطاء.
    63 . شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر.
    64 . شيخ اعظم انصاري.
    65 . شيخ محمد تقي آملي.
    66 . سيد احمد خوانساري.
    67 . علامه خويي مؤلف "منهاج البراعه".
    68 . شيخ حرّ عاملي.
    69 . سيد يونس اردبيلي موسوي.
    70 . شيخ علي فرزند مرحوم صاحب جواهر.
    71 . سيد اسماعيل طبرسي نوري.
    72 . سيد عبداللّه‏ شبر.
    73 . علامه سيد علي بهبهاني.
    74 . سيد محمد كاظم يزدي.
    75 . سيد ابراهيم اصطهباناتي (ميرزا آقا شيرازي).
    76 . ميرزا محمد حسين نائيني.
    77 . سيد محمود حسيني شاهرودي.
    78 . سيد محسن طباطبايي حكيم.
    79 . شيخ عبداللّه‏ غروي مامقاني.
    80 . سيد محمد حجت كوه كمره‏اي.
    81 . حاج آقا حسين طباطبايي بروجردي.
    82 . سيد ابوالحسن الموسوي اصفهاني.
    83 . حاج آقا حسين طباطبايي قمي.
    84 . سيد ابوالحسن رفيعي.
    85 . شيخ عبد النبي عراقي.
    86 . شيخ عبد الكريم حائري يزدي.
    87 . سيد محمد رضا گلپايگاني.
    88 . سيد شهاب الدين مرعشي نجفي.
    89 . سيد ابوالقاسم موسوي خويي.
    مضاف بر این، رساله هشام در رد ارسطو و فضل بن شاذان بر رد فلاسفه، از موضع شاگردان مکتب وحی در قبال این پدیده پرده بر می¬دارد. علامه مجلسی در مورد هشام می¬نویسد:
    ...و اصحاب، در كتب او، كتاب رد بر اصحاب طبايع را برشمردند و هم كتاب رد بر ارسطو را در توحيد و شيخ منتجب الدين در فهرست خود كتاب «تهافت الفلاسفه» را از كتب قطب الدين راوندي شمرده و نجاشي در كتب فضل بن شاذان كتاب رد بر فلاسفه را بر شمرده و او از جمله اصحا¬ب است. (باب سي و چهارم در معادن و احوال جمادات و طبايع و تأثيرات آنها و انقلابات جواهر و بر-خي نوادر آيات قران مجيد.)
    نگارنده مقدمه در ادامه می¬¬نویسد:
    ... این مخالفت¬ها در هر دو فرقه بزرگ اسلامی – شیعیان و سنیان – دیده
    می¬شود گر چه در اهل سنت بیشتر و پیشتر به چشم می¬خورد ...
    به شهادت تاریخ، مخالفت با فلسفه تنها در میان شیعیان رواج نداشته است بلکه اهل سنت نیز بخاطر تضاد واضح محصولات فلسفی با کتاب خدا همواره با فلسفه مخالفت ورزیده¬اند و نباید مخالفت آنان را با فلسفه امتیازی برای فلسفه دانست. چنانچه مخالفت اهل سنت با صوفی¬گری تقریبا دوشادوش مخالفت شیعیان با صوفی-گری، امتیازی برای صوفیان نیست.
    و از طرفی هیچ سندی بر این که مخالفت اهل سنت با فلسفه بیشتر و پیشتر بوده است ارائه نشده و این نیاز به فحص کامل دارد بخصوص که فلسفه از سوی اهل سنت وارد حوزه اسلام شد. مامون و گروهی که او مؤسس آن بود متصدی این جریان بودند که همگی از اهل تسنن هستند. بنا¬بر¬این فلسفه از سوی شیعه وارد ممالک اسلامی نشده است. علامه مجلسی در این مورد، می¬نویسد:
    اين جنايت بدين و نشر كتب فلسفه ميان مسلمين از بدعتهاي خلفاء جور و معاندان ائمه دين بوده، تا مردم را از آنها و از شرع مبين رو گردان سازند، دليل بر آن نقل صفدي است در شرح لاميه العجم كه چون مامون با يكي از پادشاهان مسيحي – بگمانم، سردار جزيره قبرس بود – پيمان آتش بس امضاء كرد، خزانه كتب يونان را از او خواست كه در کتابخانه¬اي جمع شده بود و كسي را بر آن اطلاعي نبود، پادشاه همه مشاوران خود را انجمن كرد و در اين باره با آنها مشورت كرد و همه راي مخالف دادند جز يك مطران كه راي داد همه اين كتابها را براي آنها بفرست چون اين كتب در هيچ دولت ديني منتشر نشوند جز اينكه آنرا تباه كنند و ميان علماي آنها اختلاف اندازند.
    علامه در ادامه می¬نویسد:
    و دليل بر اينكه خلفاء و پيروانشان رو به فلسفه داشتند و يحيي برمكي دوستدار آنها بود و مذهب آنها را تاييد مي¬كرد روايتي است كه كشي بسند خود از يونس بن عبد الرحمن باز گفته كه يحيي بن خالد برمكي در دل گرفته بود طعن و انتقاد هشام را بر فلاسفه و مي¬خواست هارون را بر او بشوراند و او را بكشتن كشد – سپس داستاني دراز در اين باره دارد كه ما آنرا در باب اصحاب كاظم عليه السلام آورديم - و از آنست كه يحيي هارون را در اتاقي نهان كرد و هشام را دعوت كرد تا با لماء مناظره كند و دنباله سخن را به امامت كشيدند و هشام حق آنرا بيان كرد و هارون خواست او را بكشد و او گريخت و از ترسي كه داشت مرد رحمة الله عليه .
    بخاطر همین طبیعت شک آفرین فلسفه است که برخی از مراجع چون آیت الله العظمی خوئی1 و آیت الله تبریزی2 و آیت الله بروجردی3 و آیت الله صافی گلپایگانی4 و بسیاری دیگر، از ترویج فلسفه و نیز خواندن آن در جایی که احتمال ضلال است منع نمودند.
    بخاطر همین خطر اضلال آفرین فلسفه است که علامه مامقانی (صاحب رجال) خطاب به فرزندش می¬نویسد:
    اولین چیز که بر تو واجب است این است که به اصول دینت بپردازی و با ادله قاطع پایه های اعتقادی و یقین به خالق خودت و انبیاء و اولیائش را محکم کنی .... غرض من این نیست که دنبال علم کلام و فلسفه بروی و به کتاب های این دو علم مراجعه کنی بلکه تو را شدیداً منع می¬کنم ....5
    و مرحوم آقا محمد باقر هزار جریبی غروی در آخر اجازه خود به علامه بحر¬العلوم چنين می¬نویسد:
    توصیه می¬کنم او را (بحرالعلوم را) به تلاش در بدست آوردن مقامات عالی اخروی مخصوصاً تلاش در منتشر نمودن احادیث اهل بیت معصومین عليهم¬السلام و دور انداختن تعلقات و علاقه¬های پست دنیوی و این که مبادا عمر گرانبهای خودش را در علوم فلسفی که زیبا جلوه داده شده صرف نماید زیرا علوم فلسفی مانند سرابی است که به سرعت ناپدید خواهد شد و شخص تشنه آن را آب می پندارد.6
    کاملاً واضح و روشن آیت الله وحید خراسانی در سخنرانی خود به مناسبت شهادت امام صادق عليه¬السلام بیان نمود که:
    ما امام صادق عليه¬السلام را نشناختيم؛ اگر جعفر¬بن¬محمد عليه¬السلام را می¬شناختیم دنبال این و آن نمی¬رفتیم. قی کرده¬های فلاسفه یونان را نشخوار نمی¬کردیم. زباله¬های عرفان اکسلوفان را هضم نمی¬کردیم، خواه ناخواه واماندیم و بیچاره شدیم و از این اقیانوس معرفت محروم شدیم.

    در اینجا تذکر به چند نکته لازم به نظر می رسد:
    الف) مخالفت علمای یاد شده تنها به بعضی از مسائل فلسفی نیست بلکه به کل جریان فلسفه است. این مخالفت چنان عمیق است که صاحب جواهر فقیه نامدار تشیع علت بر انگیخته شدن حضرت رسول صلی الله عليه و آله و سلم را به جهت مخالفت با فلاسفه می¬داند:
    به خدا سوگند حضرت محمد صلی الله عليه و آله و سلم بر انگیخته نگردید مگر برای ابطال فلسفه.7
    ب ) مخالفت برخی از علما به برخی از مسائل فلسفی چنان بنیادی است که به اصل جریان فکر فلسفی سرایت می¬کند. علامه حلی در نفی فاعلیت موجب حضرت حق تعالی از دو¬گانگی اسلام و فلسفه سخن به میان آورده است:
    و هما ان صحا لزم خروج الواجب عن کونه قادرا و يکون موجبا ... و هذا هو الکفر الصريح، اذ الفارق بين الاسلام و الفلسفه هو هذه المسأله.8
    ج) قواعد فلسفی از ابتدا تا انتها به یکدیگر متصل¬اند و لذا نفی بعضی از مسائل به مسائل دیگر سرایت می¬کند. کسی که اصل علیت را نفی می¬کند در واقع قواعد مبتنی بر آن نیز خود بخود نفی می¬شود. و نیز نفی بعضی از محصولات فلسفی به معنای نفی مقدمات آن نیز محسوب می¬شود و در کل به تمام فلسفه سرایت می¬کند به همین خاطر است که علامه حلی در شرح نظرات ابو اسحاق، قول به قدمت عالم که توسط فلاسفه ادعا شده است را در مقابل همه ادیان می¬داند و در واقع فلسفه را در مقابل ادیان قرار می¬دهد.9 بنا¬بر¬این مخالفت با بسیاری از مسائل فلسفی به جهت اتصالش با مسائل دیگر به منزله مخالفت با کل فلسفه موجود خواهد بود.
    به هر حال با وجود این حجم وسیع مخالفت با فلسفه مع¬الاسف نگارنده مقدمه، منشاء مخالفت اصحاب اهل بیت و این دانشمندان و مراجع دینی را با فلسفه، توهمات دانسته و می¬نویسد:
    ... منشأ این مخالفت ها توهماتی است که بررسی تفصیلی همه آنها نوشتاری مستقل می¬طلبد و ما در اینجا به ذکر از آن با پاسخی اجمالی بسنده می¬کنیم: ....
    ولی بجا بود که نویسنده محترم، احترام دانشمندان بی شمار مخالف فلسفه، که بعضی از آنان خود از مدرسین فلسفه بوده¬اند را حفظ مي¬کرد و بجای کلمه توهمات از کلماتی چون ادله استفاده می¬کرد. چنانچه در روایت وارد شده است باید هر کسی قدر و اندازه خود را بشناسد و از حد خود خارج نشود.
    قابل ذكر است آنچه ذكر شد تنها جواب شش خط اول مقدمه بود.



    سردبیر ـ فاضل



















    پی نوشتها
    1- صراط النجاه ج 1، ص 1291.
    2- استفتاء و صراط النجاة س 1291.
    3- ابواب الهدی ص 43.
    4- نگرشی در فلسفه و عرفان، ص 124.
    5- مرآت الرشاد، فصل اول، ص 17، انتشارات مولود کعبه.
    6- سفينة البحار ج 7، ص 152.
    7- قصص العلماء ص 105.
    8- نهج الحق و کشف الصدق ص 125.
    9- انوار الملکوت فی شرح الياقوت ص 28.
  • Tags

طراحی سایت توسط مجتبی شجاعی