Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 62 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 66 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/modules/show.full.php on line 289 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 71 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/index.php on line 105 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 262 مروارید عفاف » سایت اطلاع رسانی استاد جعفر فاضل


حدیث روز: امام على(سلام الله علیه): مَنِ استَرشَدَ العِلمَ أرشَدَهُ. آنكه از دانش، راهنمايى خواست، او را ره نمود.       
prev next
Home Contact us Add to Favorites
  • Vote

    
    نظرشما در مورد سیستم؟
    عالی
    خوب
    متوسط
    بد
     
    */

    آمار سایت

    
    آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
    امروز: 0
    اين ماه: 0
    کل: 234
    کل نظرات: 16708
    آمار کاربران يک ساعت پيش: 35
    امروز: 1064
    اين ماه: 18120
    کل: 241716
    بن شدگان: 0
    جديدترين عضو: cwnyzkodthl
    /*

    ورود اعضا







  • 
    تاریخ: 15 تیر 1395
       

    مروارید عفاف

    اشكالات به حجاب

    حجاب و ركود فعاليت
    حجاب و افزايش التهاب‏ها
    بى حجاب و عادى شدن
    حجاب و سركوب غرايز
    حجاب و تساوى حقوق
    حجاب و سلب راحتى و زيبا نمايى

    حجاب و ركود فعاليت
    بعضى حجاب را مانعى از فعاليت و پيشرفت معرفى مى‏كردند، ولى بسيار واضح است كه پوشيدن بدن، از نامحرم هرگز نمى‏تواند مانعى براى فعاليتهاى زنان باشد. بلكه تبرج و خودنمايى و پوشيدن لباسهاى تنگ و رنگارنگ است كه زن را بصورت يك موجود غير مقدس و غير فعال در آورده و فعاليت هايش را آميخته به گناه و معصيت مى‏كند. و اگر فعاليتى فرض شود كه منوط به بى حجابى باشد، آن فعاليت ضد ارزش و خلاف حجب و حياء و دستورات اسلام است كه بايد ترك شود. در واقع حجاب در موارد معصيت و گناه، مانع بسيار خوبى در جلوگيرى از فرو رفتن در باتلاق گناه است.
    حجاب در اسلام چنانكه بيان شد باعث مى‏شود كه التذاذت جنسى به محيط خانواده و به همسر مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع خالص براى كار و فعالت باشد و به همين جهت به زن اجازه نمى‏دهد، وقتى از خانه خارج شد موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمى‏دهد كه چشم چرانى كند. چنين حجابى نه تنها نيروى كار را فلج نمى‏كند بلكه موجب تقويت نيروى كار اجتماع نيز مى‏باشد. اگر مرد تمتعات جنسى را منحصر به همسر قانونى خود كند و تصميم بگيرد همينكه از كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت ديگر در باره اين مسائل نينديشد قطعا در اين صورت بهتر مى‏تواند فعال باشد تا اينكه فكرش متوجه اين زن و آن دختر باشد و دائما نقشه طرح كند كه چگونه با فلان خانم آشنا شود. بنا بر اين اگر زن ساده و سنگين از خانه خارج شود براى اجتماع بهتر است. ولى زنى كه براى يك بيرون رفتن ساده مدتى طولانى را پاى آئينه و ميز توالت مى‏گذراند و تلف مى‏كند و تمام سعيش اين است كه توجه مردان را به خود منعطف كند خود را به يك كالا و مردان را به يك موجود هوسران و چشم چران و بى اراده تبديل مى‏كند و اين چنين حالاتى است كه موجب ركود فعاليت اجتماعى صحيح مى‏شود.
    حجاب و افزايش التهاب‏ها
    ايرادى كه بر حجاب گرفته‏اند اين است كه ايجاد حريم بين زن و مرد بر التهاب‏ها مى‏افزايد و طبق اصل »الانسان حريص على ما مُنِع«، حجاب ولع نسبت به اعمال جنسى در زن و مرد را بيشتر مى‏كند.
    در جواب مى‏گوييم:
    اولا: در مورد غريزه جنسى و برخى غرائز ديگر، برداشتن قيود، عشق به مفهوم واقعى را مى‏ميراند و طبيعت را هرزه و بى بند و بار مى‏كند. در اين مورد هر چه عرضه بيشتر گردد هوس و ميل به تنوع افزايش مى‏يابد. آزادى در مسائل جنسى سبب شعله ور شدن شهوات به صورت حرص و آز مى‏گردد و از نوع حرص و آزهايى كه در صاحبان حرمسراهاى رومى، ايرانى و عرب سراغ داريم. ولى ممنوعيت و حريم، نيروى عشق و تخيل را به صورت يك احساس عالى و رقيق و لطيف و انسانى تحريك مى‏كند و رشد مى‏دهد و تنها در اين هنگام است كه مبداء و منشاء خلق هنرها و ابداع‏ها و فلسفه‏ها مى‏گردد.
    ثانيا: اصل »الانسان حريص على ما منع« مطلب صحيحى است. اما انسان به چيزى حرص مى‏ورزد كه هم از آن ممنوع شود و هم به سوى آن تحريك شود. اما اگر امرى اصلا عرضه نشود يا كمتر عرضه شود حرص و ولع نسبت به آن بر انگيخته نمى‏شود. لذا در فرض وجود حجاب چيزى عرضه نمى‏شود كه باعث تحريك شود. ولى اگر بر فرض پافشارى شود كه اين حرص و آز در صورت وجود حجاب بر انگيخته مى‏شود، در اين صورت مى‏گوييم اين خيلى خوب و عالى است. زيرا اين التهاب در صورت وجود تقوا و حجاب محلى براى مصرفش در گناه نيست، لذا در مسير صحيح خود كه ميل به ازدواج و تشكيل خانواده است قرار مى‏گيرد و اين بسيار عالى است.
    ازدواج در اسلام مستحب مؤكد است و از سنت‏هاى رسول خداست. ولى ممكن است بعللى واجب شود چنان كه اگر ترك ازدواج باعث آلودگى و امثال آن باشد.
    بى حجاب و عادى شدن
    بعضى مى‏گويند اگر زنها حجاب نداشته باشند بعد از مدتى عادى مى‏شود مانند كشورهاى غربى و لذا نگاه مردها هم عادى و بدون قصد ريبه مى‏شود.
    در جواب مى‏گوييم:
    اولا: اگر بى حجابى و نگاه به نامحرم، عادى هم شود، باز از مصداق گناه خارج نمى‏شود. زيرا به هر حال خداوند دستور به پوشش را داده است و شخص بى حجاب اطاعت نكرده است و مردى كه نگاه مى‏كند او نيز اطاعت دستور نكرده است. و بديهى است كه كسى كه اطاعت خداى خود نكند نگه كار است و دچار عذاب و عقوبت خواهد شد. )خود كرده را تدبير نيست( حضرت امير المؤمنين فرمودند: در آخر زمان و نزديكى قيامت كه بدترين زمان‏هاست زنانى ظاهر مى‏شوند با اين خصوصيات؛ بى حجاب و برهنه از پوشش لازم، در كوچه و بازار زينت و زيبايى خود را نمايش مى‏دهند، از دين خارج و در فتنه داخل، به سوى شهوات و لذات حرام سرعت مى‏گيرند، و محرمات الهى را حلال مى‏شمرند كه اين زنان با اين اوصاف در جهنم ابدى و دائمى هستند (48).
    ثانيا: از آنجا كه قوه شهوانى در انسان وجود دارد رفع اين قيود باعث هرزه‏گى و بى بندبارى مى‏شود چرا كه قوه شهوانى از قوايى كه سير شدنى نيست.
    ثالثا: منظور از اين كه نگاه عادى مى‏شود چيست؟ آيا ديگر مرد از ديدن زنى با بدن نيمه برهنه لذت نمى‏برد چنين چيزى اصلا ممكن نيست. لذا فرض عادى شدن را نيز ما قبول نداريم.
    رابعا: اگر بر فرض بى حجابى و نگاه، عادى شود، چون غريزه شهوت هميشه همراه انسان است، به مسائل بدتر و خوفناكى ترى ميل مى‏كرد. يعنى كسى كه روزى با نگاهى راضى مى‏شد، حال با مسائل بسيار شنيع ترى راضى مى‏شود.
    دستورات طبيبانه اسلام بيشتر جنبه پيشگيرى از گناه دارد. لذا به زنها دستور پوشش و به مردم دستور نگاه نكردن مى‏دهد. شخصى كه نگاه نمى‏كند دچار مرض‏هاى روحى بعدى نمى‏شود. امام باقر فرمودند جوانى از انصار زنى را در مدينه ديد و مبهوت او شد. اين جوان دنبال آن زن حركت مى‏كند و از قضا استخوان يا شيشه‏اى كه از ديوار بيرون زده بود صورت او را دريد و او متوجه نشد. آن جوان نزد رسول خدا آمد و جريان را تعريف كرد كه جبرييل نازل شد و دستور نگاه نكردن به نامحرم صادر شد كه اين امر باعث پاكيزگى روح و جسم آنان خواهد بود
    نبى اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمودند: نگاه، تير مسمومى از تيرهاى ابليس است. پس هر كس از خوف خداوند به نامحرم نگاه نكند خداوند به او ايمانى مى‏دهد كه شيرينى آن را در قلبش مى‏يابد . امام صادق‏عليه السلام فرمودند كه نگاه، تيرى از تيرهاى شيطان است كه سمى است و چه بسيار نگاههاى كه حسرت هاى طولانى در پى داشته است .
    احكام نگاه كردن
    در توضيح المسائل مى‏خوانيم:
    نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذت باشد حرام است. ولى اگر بدون قصد لذت باشد مانعى ندارد و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد نامحرم حرام مى‏باشد و نگاه كردن به صورت و بدن و موى دختر نابالغ اگر به قصد لذت نباشد و بواسطه نگاه كردن هم انسان نترسد كه به حرام بيفتد اشكال ندارد ولى بنا بر احتياط بايد جاهايى را كه مثل ران و شكم معمولا مى‏پوشانند نگاه نكند. اگر انسان بدون قصد لذت به صورت و دستهاى زنهاى اهل كتاب مثل زنهاى يهود و نصارا نگاه كند در صورتى كه نترسد به حرام بيفتد اشكال ندارد. و نيز مرد نبايد با قصد لذت به بدن مرد ديگرى نگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذت حرام است.
    قرآن كريم هم نگاه كردن مرد به زن و هم نگاه كردن زن به مرد نامحرم را از روى شهوت منع كرده است. از نظر فتوا، هيچ ترديدى نيست كه نظر از روى تلذذ و ريبه به نامحرم حرام است و تنها در موردى كه نظر مقدمه ازدواج باشد استثناء شده است. البته نبايد از اين مسئله سوء استفاده شود زيرا فقهاء تصريح كرده‏اند كه جايز نيست كه به زن‏ها نگاه كند تا در بين آن‏ها يكى را انتخاب كند آنچه جايز است در مورد يك زن خاص است كه به او معرفى شده و از او خواستگارى كرده است.
    حجاب و سركوب غرايز
    بعضى از روانشناسان مانند فرويد سركوب غرايز شهوانى را باعث بعضى از اختلالات روانى و روحى مى‏دانند. و حجاب را نوعى سركوب غرايز دانسته‏اند.
    در جواب مى‏گوييم:
    اولا: كنترل غرايز شهوانى لازم است و گرنه به بى بندبارى مى‏انجامد و نام اين كار كنترل است نه سركوب. بعنوان مثال پسرى كه قدرت طلبى در او قوى است و دايم كودكان را مى‏زند آيا بايد او كنترل شود و يا به بهانه اينكه ممكن است صدمه روحى بخورد بايد آزاد گذاشته شود كه هم به ديگران صدمه بزند و هم خودش بد خو و هيجانى بار آيد و در بزرگى يك هيتلر جديد شود؟
    ثانيا: نظريه توليد بيمارهاى روانى بخاطر سركوب سائق‏ها در دوران كودكى، از سوى فرويد مطرح شده است كه اين نظريه بشدت مورد انكار روانشناس معتبر ديگر قرار گرفته است.
    فرويد ذهن را به سه ناحيه ناهوشيار ، نيمه هوشيار و هوشيار تقسيم كرد و سالها بعد نقطه نظر جديدى را به الگوى ساختارى خود اضافه كرد و ذهن را به نهاد و خود تقسيم كرد.
    فرويد مفاهيمى را در باره مراحل رشد انسان، ذهن بشر و درمان تعريف كرد ولى اين مفاهيم اثبات نشده باقى مانده است. دكتر شيلينگ كه از روانشناسان شناخته شده ومعتبر است، بعد از آن كه مى‏گويد كه اين مفاهيم با آنكه در همه عرصه‏ها حتى سياست و ادبيات بچشم مى‏خورد ولى فرويديسم هنوز به اندازه كافى از طريق شواهد تجربى عينى حمايت نشده است. البته هنوز آزمايش نشده باقى مانده. نه ثابت شده و نه مردود شده است.
    مبانى آسيب شناسى فرويدى نيز توسط آدلر رد شد و بگو مگوهاى سختى بين فرويد و آدلر در گرفت. و در نهايت آدلر در سال 1911 گروه فرويد را براى هميشه ترك كرد. بنا بر اين هم در مبانى آسيب شناسى و هم روش درمان و هم مفاهيم تعريف شده فرويدى حرف و سخن است.
    به نظر جرالد اس بلوم Gerald S.blumبسيارى از گفته‏هاى اوليه فرويد امروزه از ارزش افتاده‏اند . حتى نو فرويديان كه به نحوى متكى بر مكتب فرويد هستند در صحت نظريات فرويد تشكيك كرده و آنها را تصحيح يا تكميل كرده‏اند. مثلا روش بررسى تأثيرهاى اجتماعى به مقدار زياد بوسيله اتو فنيشل Otto fenichelتغيير داده شده است. او يكى از پيروان روانكاوى فرويدى است كه داراى اعتبار فوق العاده است. مسائلى مانند نظريه ليبيدو )انرژى حياتى( و برداشت‏هاى مجازى فرويد و اهميتى كه در نظريه نخستين روانكاوى به رشد روانى جنسى در آغاز زندگى داده شده همه مورد تشكيك قرار گرفته است.
    فرويد اساس بيماريهاى روانى را تمايلات جنسى و آرزوهاى ناهوشيار سر كوب شده مى‏دانست. و اين عقيده‏اى بود كه در همان زمان مورد انكار شديد و جدى آدلر قرار گرفت
    آدلر كه از هم طرازان فرويد بود و مدتى نيز با او همكارى داشت، از اطبايى بود كه به روانشناسى بسيار علاقه نشان داد و نظريه روانشناسى فردى را ابتداع نمود.
    آدلر معتقد بود كه انسان‏ها بيشتر تحت تأثير تفسيرشان از واقعيات هستند تا خود واقعيات در حالى كه فرويد روان رنجورى را ثمره خود واقعيات مى‏دانست. آدلر به انسان بصورت كلى نگاه مى‏كرد و مانند فرويد جزئى نگر نبود و مى‏گفت انسان قابل تقسيم نيست و بايد رفتار او را در كل مورد بررسى قرار داد.
    بعبارت ديگر، نگاه آدلر به شخصيت انسان يك نگاه ناپيوسته نبود بلكه انسان را يك موجود متحد مى‏دانست بنا بر اين او خود را چون فرويد صحنه تخاصم و نبرد ميان نيروهاى روانى نمى‏دانست و مى‏گفت رفتار يك معناى ميان فردى است نه درون فردى
    بر اساس عقيد آدلر رفتارهاى بشر بخاطر فهم او از واقعيات و هدف و قصد اوست نه بخاطر سائق‏هاى و غرائز و انرژى‏هاى درونى نهفته. از نظر آدلر محيط خانواده اولين مكانى است كه فرد در آن شخصيت خود را جستجو مى‏كند. آدلر خانواده را فراگيرترين و با نفوذترين عامل اثر گذار بر رشد شخصيت انسان مى‏دانست زيرا فهم و درك و هدف كودك توسط والدين و اطرافيان شكل مى‏گيرد. و بر همين اساس در تكنيك مشاوره آدلرى، سؤالات بيشتر از محيط خانواده بيمار بود. لذا با اين عقيده بايد علل ناسازگارى را نيز در محيط خانواده جستجو كرد. بعنوان مثال حمايت افراطى والدين باعث احساس بى كفايتى در كودك مى‏شود و يا جانبدارى والدين نسبت به يكى از فرزندان باعث جنك قدرت بين خواهران و برادران مى‏شود و ...
    پيروان آدلر نااميدى را عامل اصلى هر نوع انحرافات كمبودها و شكست‏ها مى‏دانند و روش درمان در اين جهت متمركز مى‏شد كه درمانگر بايد نظر عينى‏ترى از اتفاقات و واقعيات به بيمار بدهد تا علاقه اجتماعى خود را باز يابد تا در نهايت بخاطر تغيير دركها و هدف‏ها رفتارش نيز دگرگون شود .
    در مشاوره آدلرى، درمانگر موفق كسى است كه علاوه بر آگاهى از عقايد و احساساست مراجع، همدلى گرمى و خلوص داشته باشد
    گرچه نظريه آدلر با وجدان و دريافت ما بسيار سازگار است ولى بايد از اين نكته غافل نبود كه تنها دريافت و دركها، رفتارها را تبيين و تفسير نمى‏كنند و نبايد از نيروهاى نهفته نيز غفلت كرد كه البته اين نيروها درونى نمى‏توانند بشر را مجبور به رفتارى كنند ولى بهر حال اگر كنترل نشود در رفتار تأثير گذار هستند.
    ثالثا: اگر بر فرض سركوب غرايز با عوارضى همراه باشد ولى برداشتن قيود اجتماعى مشكل را حل نمى‏كند بلكه بر آن مى‏افزايد. تجربه و آمار نشان مى‏دهد اختلالات روحى و روانى مانند افسردگى در افراد بى بندبار در جوامع بى قيد غربى بسيار بيشتر از جوامع مذهبى است.
    حجاب و تساوى حقوق
    اگر گفته شود حجاب زنان نوعى تبعيض است. زيرا مخالف قانون تساوى حقوق زن با مرد است، مى‏گوييم:
    اولا: حجاب مختص زنان نيست بلكه براى مردها نيز حجاب تعريف شده است.
    ثانيا: فرضيه تشابه حقوق زن و مرد در حقوق خانوادگى، كه به غلط نام تساوى حقوق به آن داده‏اند؛ مبتنى بر اين نظريه است كه تفاوت‏ها بر اساس مزاياى اكتسابى است. مثلا رئيس نسبت به مرئوس از مزاياى بيشترى برخوردار مى‏شود و اين بخاطر مدارجى است كه كسب كرده است حال رئيس مى‏خواهد مرد باشد يا زن. ولى اسلام فرضيه كامل‏ترى را ارائه داده است و آن اين كه حقوق طبيعى اوليه زن با مرد نيز فرق مى‏كند. يعنى همانطور كه شوهر بودن از آن جهت كه شوهر بودن است وظائف حقوقى خاصى را ايجاب مى‏كند و زن بودن از آن جهت كه همسر است وظائف حقوقى خاصى را ايجاب مى‏كند، خود مرد و زن بودن نيز حقوق خاصى را براى هر يك ايجاب مى‏كند. نفس تفاوت‏هاى فيزيكى و روحى جنس مرد و زن، كه قابل انكار نيست، اين تبعيض‏ها را كه به نفع دو طرف است، ايجاب مى‏كند. و حجاب مبتنى بر همين اصل عقلى و شرعى است.
    حجاب بيشتر، در رابطه زنان بخاطر اهميت زن و ارزشمند بودن اوست. بنا بر اين صحيح است كه مقدار حجاب زن از مرد بيشتر است، ولى اين به نفع خود زنان است و اين تبعيض‏ها مطابق حكم خرد و براى مصونيت زنان است.
    حجاب و راحتى و زيبا نمايى
    افرادى كه حجاب را رعايت نمى‏كنند مى‏گويند ما دوست داريم راحت باشيم، آزاد باشيم، زيبا باشيم، و حجاب جلو زيبا نمايى، راحتى و آزادى را مى‏گيرد.
    در جواب مى‏گوييم:
    هر فعلى كه انسان انجام مى‏دهد در مقابل آن بهره‏اى دريافت مى‏كند كه آن بهره باعث لذت اوست. مثلا يك پسرى كه دكمه‏هاى پيراهن خود را بازگذاشته يا دخترى كه لباس اندامى پوشيده از اين عمل خود بهره‏هايى مى‏برد مثل مورد توجه قرار گرفتن، خود نشان دادن، احساس زيبايى كردن و بخاطر همين بهره‏ها از كار خود راضى و خشنود است ولى بايد ديد چه چيزهايى را از دست مى‏دهد و آيا چيزهايى كه بدست آورده به نسبت چيزهايى كه از دست داده آيا ارزشى دارد؟
    گاهى افراد، لذت چيزهايى كه بدست مى‏آورند چنان آنان را مشغول مى‏كند كه از سعادت آينده خود باز مى‏مانند. بعنوان مثال نوجوانى كه خجالتى است چيزى كه بدست مى‏آورد تعريف و تمجيد مردم است همه مى‏گويند ببينيد چقدر خوب است! ولى به خاطر همين خجالتى بودن چيزهاى مهم‏ترى مثل حضور در جامعه، قدرت دفاع از حق خود را از دست مى‏دهد. مشغول شدن به كارهاى كه نتيجه‏هاى بى اهميت داشته و انسان را از نتايج مهم و واقعى باز مى‏دارد كارى كودكانه است. جوانى كه نزديك كنكور مشغول تفريح و بازى مى‏شود او بى شك از نگاه كردن فيلم و گردش و بازى بهره‏اى مى‏برد ولى از بهره مهم‏ترى كه قبولى در دانشگاه است، محروم مى‏شود.
    به افراد بى حجاب مى‏گوييم ما مى‏دانيم كه شما از كار خود لذت و بهره‏هايى مثل راحتى، زيبايى نمايى، خود نشان دادن و مطرح بودن را مى‏بريد ولى بايد ديد چه چيزهايى را از دست مى‏دهيد؟ تا معلوم شود كه اين عمل بسيار غلط و كودكانه است.
    بيان شد، چيزهايى كه بى حجاب بدست مى‏آورد و از آن لذت مى‏برد احساس زيبايى، خود نمايى، جلب توجه ديگران و مطرح بودن است. ولى چيزهاى كه او از دست مى‏دهد عبارت‏اند از:
    1- خشنودى خداوند و معصومين علیهم السلام
    2- نورانيت
    3- حياء
    4- آبرو
    5- وقار
    6- شخصيت انسانى
    7-شخصيت جنسى
    8- موقعيت‏هاى معنوى
    9- سعادت اخروى
    در مقايسه معلوم خواهد شد، كه چرا بى¬حجابى عملى غلط و كودكانه است. ببيند كه بى¬حجاب چه چيزهاى بى-اهميتى را بدست و چه ارزشهاى مهمى را از دست مى‏دهد. آيا شما حاضريد به خاطر ارزشهاى پايين و كم اهميت، ارزشهاى بالاتر و مهم‏تر را از دست بدهيد؟
    چيزهايى كه بى¬حجاب از دست مى‏دهد اين نه گزينه است كه هر يك بخصوص گزينه اول و آخر، خسارات و زيان بزرگى است كه نمى‏توان از آن صرف¬نظر كرد. بخاطر وضوح بيشتر، هر يك از اين گزينه‏ها را توضيح مختصرى مى‏دهيم.

    حجاب و خشنودى خداوند
    آنچه به انسان نظم مى‏دهد هدف است. انسان بى¬هدف سرگردان و حيران است و انرژى خود را بى مورد مصرف مى‏كند.
    مهمترين شاخصه‏هاى هدف مفيد عبارتند از:
    1- واقعى باشد، خيالى نباشد.
    2- متعدد نباشد و گرنه انرژى هدر مى‏رود.
    ¬3- غير قابل وصول نباشد و الا كسى دنبالش نخواهد رفت.
    4- دور دست نباشد و گرنه تلافات دارد و عده‏اى خسته مى‏شوند.
    بعضى گمان دارند هدف در اسلام كسب بهشت است ولى بهشت با اينكه شاخصه اول و دوم و سوم را دارد ولى شاخصه چهارم ندارد يعنى بسيار دور است و بخاطر اين دورى بعضى باورش نكرده و بعضى در بين راه خسته شده و رهايش كرده‏اند. ولى با دقت در روايات و آيات بخوبى مى‏يابيم كه بهشت به هيچ وجه هدف نهايى ما نيست. بلكه بهشت جايزه خوبان است. در روايات بهشت به عنوان «ثمن» ياد شده است مثل«ثمن لا اله الا الله الجنة» يعنى بهاى اعتقاد به يكتايى خداوند، بهشت است. قرآن¬كريم نعمتهاى بهشتى را بعنوان ثواب و جايزه خوبان ذكر كرده است.
    هدف در اسلام چيزى بالاتر از بهشت است. در قرآن بيان شده است كه رضايت خداوند از بهشت نيز بالاتر است و بدين ترتيب قرآن، هدف واقعى و مفيد را به همه معرفى كرده است. هدف ما بايد تنها كسب رضايت و خشنودى خدا باشد كه اين هدف دور نيست و هر لحظه مى‏توان آن را بدست آورد و تنها كسانى وارد بهشت مى‏شوند كه قبل از آن به اين هدف رسيده باشند.
    بهشت، جايگاه خوبان است كه در آن تمامى وسائل آسايش و راحتى فراهم آمده است. خوبان در بهشت از نعمت‏هاى فراوان خداوند لذت مى‏برند ولى در عين حال در بهشت لذتى بالاتر از اين نعمت‏ها وجود و آن رضايت خداست. بهشتيان از رضايت خداوند لذت بيشترى مى‏برند. وقتى كودك بوديد و نمره بيست مى‏گرفتيد از جايزه معلم كه مثلا يك بسته مداد رنگ بود شاد بوديد ولى از خشنودى و لبخند رضايت¬مند معلم بيشتر احساس رضايت و شادى مى‏كرديد. مؤمنين نيز از جايزه خدا خشنود ولى از رضايت خداوند، خشنودترند.
    ¬راه كسب خشنودى خداى تعالى، اطاعت از او و نمايندگانش است. و از آنجا كه يكى از دستورات خداوند حجاب است، حجاب باعث خشنودى خدا مى‏شود. بنا بر¬اين يكى از چيزهايى كه بى¬حجاب از دست مى‏دهد كه زيان بسيار بزرگى خشنودى خدا است.
    ¬چون قلب نبى¬اكرم و امامان و حضرت¬زهرا سلام¬الله¬عليهم، محل خواست خداست و آنچه خدا بخواهد در قلبشان نقش مى‏بندد . لذا وقتى خدا از بى‏حجابى بى‏حجاب خشنود نيست بى¬شك حضرت¬رسول و ائمه و حضرت¬زهرا سلام¬الله¬عليهم، نيز از او راضى و خشنود نخواهند بود.
    حجاب و نورانيت
    مطابق روايات هر عملى نيكى كه از انسان صادر مى‏شود در روح او ايجاد نورانيت جديدى مى‏كند كه در تعامل روح و جسم، به جسم نيز اثر گذاشته و جسم را نيز نورانى مى‏كند. رعايت حجاب كه يكى از دستور اكيد خداوند است، بعنوان يك عمل نيك و ثواب باعث ايجاد نورانيت مى‏شود اين همان نورى است كه در زن و مرد متدين با چشم سر ديده مى‏شود و زنان و مردانى كه رعايت تقوا را نمى‏كنند از اين نور محروم‏اند.
    حجاب و حياء
    بى‏شك كسى كه بدن خود را با لباس تنگ و لخت، نمايش مى‏دهد يا حياء ندارد و يا اگر قدرى حياء دارد با اين عمل به تدريج حياى او ضعيف خواهد شد. تضعيف حياء يا از دست دادن حياء باعث بر باد رفتن عقايد و تزلزل ايمان مى‏شود، كه نتيجه آن كندى در انجام فرايض مانند نماز خواهد بود.
    در روايات بيان شده است، حياء كاملا چسبيده به ايمان است بطورى كه اگر حياء برود ايمان نيز مى‏رود . بنا بر اين بى‏حجابى زمينه‏اى براى تضعيف حياء و تضعيف حياء باعث تضعيف ايمان و دورى از بقيه فرامين حضرت حق خواهد بود.
    حجاب و حفظ آبرو
    مطابق حكم خرد لازم است كه خود را در معرض اتهام و تهمت قرار ندهيم. و لذا بايد طورى در جامعه ظاهر شويم كه نسبت به ما گمان بد برده نشود. چه دليلى دارد كه انسان خود را در معرض حرفها و اتهامات قرار دارد؟ و از طرفى از جهت فطرى هر بشرى دوست دارد همه او را تحسين كرده و او را خوب ببينند، شخصى كه ظاهر اسلامى ندارد، به مردم اجازه نمى‏دهد او را شخصى الهى و معنوى ببينند. و علاوه بر اين، دين هم به ما سفارش كرده است كه از موضع تهمت خود را دور كنيم و طورى عمل نكنيم كه متهم شويم.
    يكى از مبانى اخلاقى اسلام، دورى از محل تهمت است . رسول مقدس اسلام فرمودند: كسى كه با اهل تهمت بنشيند، سزاوار تهمت است. در روايات آمده است كه از محلهاى تهمت دورى كند و در مجلسى كه مردم به آن بدگمان‏اند وارد نشد. زيرا دوست بد انسان را گول مى‏زند.
    حضرت¬اميرعليه¬السلام فرمودند : كسى كه خود را در موضع تهمت قرار دهد، حق ملامتِ كسانى كه به او بدگمان مى‏شوند را ندارد.
    اين مبنا به ما مى‏آموزد كه مرد و زن نبايد طورى ظاهر شوند كه ديگران به آنان گمان بد برند. شخصى كه حجاب ندارد خود را در معرض اتهام به بى قيدى قرار مى‏دهد و مردم او را شخص متدينى حتى در جهات ديگر نمى‏بينند و بدين شكل خود بدست خود آبروى خود را مى‏برد. در حالى كه ممكن است اين شخص بى حجاب، مشكل ديگرى غير از بى حجابى نداشته باشد.
    حجاب و وقار
    زنان و مردهاى متشخص عالم، افرادى با وقار هستند. و اين وقار پوشش خاصى را ايجاب مى‏كرد. با مطالعه تاريخ معلوم مى‏شود كه زنان داراى سمت و شخصيت مانند زنان سلاطين از پوشش بيشترى برخوردار بودن. ما معتقديم كه حجاب ريشه در شخصيت افراد دارد و اگر كسى شخصيت خود را باز شناسد و براى خود ارزشى قائل باشد، پوشش او مناسب تر خواهد شد. لباسى يك خانم كه قاضى دادگاهى در كشور آمريكاست با يك زن كه در كاباره كار مى‏كند را مقايسه كنيد، چقدر فرق مى‏كند. شخصيت زن قاضى اقتضاء مى‏كند وقار را و وقار ايجاب مى‏كند پوشش را.
    حال اگر اين شخصيت انسانى كه باعث پوشش است با شخصيت مذهبى و ايمانى گره بخورد نتيجه آن حجاب كامل و اسلامى خواهد بود. حجابى كه نشان از شخصيت انسانى و ايمانى دارد و وقار خاصى را براى زنان مؤمنه به ارمغان مى‏آورد. يكى از ضايعات افراد بى‏حجاب اين است كه اگر چه زيبايى را بدست مى‏آورند ولى وقار كه نشان شخصيت است، را از دست داده‏اند.
    حجاب و شخصيت انسانى
    مى‏دانيد كه انسان داراى ابعاد مختلفى است. بدن و جسم انسان، بُعد حيوانى و صورت و چهره انسان، بعد انسانى و روح انسان، بعد ملكوتى را تداعى مى‏كند.
    اسلام دستور پوشش بعد حيوانى داده است تا جلو نگاه حيوانى و شهوانى گرفته شود.
    ما انسان‏ها دوست داريم هم ما را به نوعى خوب ببينند. ما دوست نداريم كسى ما را حيوان ببيند چون ما انسان هستيم و برتريم. ولى بى¬حجاب با بدن نمايى و آرايش، اجازه خوب ديده شدن را نمى‏دهد. زيرا با نمايش بدن و چهره همه نگاه‏ها را بسوى خود حيوانى و شهوانى مى‏كند. بى¬شك بروز جلوه حيوانى، نگاه حيوانى را در پى دارد. بنا بر اين بى¬حجابى، شخصيت انسانى را تحت شعاع قرار داده و بعد حيوانى را مطرح مى‏كند. و هيچ انسانى دوست ندارد ديگران او را حيوان ببينند.
    حجاب و شخصيت جنسى
    اين مهم است كه مرد، مرد باشد و زن، زن و هر يك شخصيت جنسى خود را حفظ نمايند. اين كه مردى سعى مى‏كند تا با تغيير جنسيت زن شود و يا زنى كه سعى مى‏كند مثل مردها لباس بپوشد و شخصيت شبيه مردها داشته باشد نشان اين است كه هيچيك به آنچه هستند راضى نيستند و از جنسيت خود ناراضى‏اند. اين كار نوعى اعتراض به كار خداى دانا و حكيم است. و باعث اختلال در نظام جامعه و خانواده شده و حريم‏ها را مى‏شكند.
    از نظر اسلام و عقل هم مرد و هم زن حريم مختص به خود دارند و هر يك در جاى خود مقدس و نيكويند. مرد بايد مردانه زندگى كند و زن نيز زنانه، كه اين دو مكمل هستند و باعث آرامش خواهند شد. اسلام به خاطر حفظ مرز بين زن و مرد كه نتيجه آن اجتماع سالم است، به زنى اجازه پوشيدن لباس مختص مردها را نمى‏دهد همانطور كه به مردى اجازه پوشيدن لباس مختص زنان را نمى‏دهد.
    از نظر روانكاوى زنى كه كت و شلوار مى‏پوشد و خود را شبيه مردها مى‏كند، مورد سؤال است. آيا او از شخصيت زنانه خود راضى نيست؟ آيا احساس مى‏كند با مرد بودن بهتر و بالاتر است؟ و چند آياى ديگر ...
    حتما در فيلم‏هاى ساخته‏ى غرب، ديده‏ايد كه زن پليس كت و شلوار پوشيده است و لباس زنانه را كنار گذاشته است. اين بدين معنى است كه اين كار مردانه است و زن بايد مرد شود تا از پس اين كارها بر آيد. اين فيلم‏ها خواسته يا ناخواسته شخصيت زن را تضعيف و درس مرد بودن به زنان مى‏دهند. ولى اسلام به زن همان شخصيتى را داده كه به مرد داده است و تفاوت‏هاى بدنى و روحى بين زن و مرد را لازم و مكمل يكديگر مى‏داند. اگر زنان قدرت مردان را ندارند نبايد احساس كمبود كنند زيرا مردها هم زيبايى و احساس لطيفه زنان را ندارد. ولى هر يك در جاى خود نيكوست و اين دو مكمل هم هستند.
    ملاك برترى در اسلام جنسيت نيست، بلكه تقوا است. قرآن كريم فرموده است:
    »ان اكرمكم عند الله اتقاكم»
    »گرامى‏ترين شما نزد خدا آن است كه تقواى بيشترى داشته باشد«
    چه بسيار زنانى كه از مردها در اين مسابقه الهى پيشى‏گرفتن و نامداران عالم گشتند.
    بنا بر¬اين زن در دنياى زنانه و مرد در دنياى مردانه خود، كامل و بى عيب است و نبايد هيچيك احساس ضعف كنند و بخواهند ديگرى باشند. حجاب در واقع پرده‏اى است كه اين مرز بندى را حفظ مى‏كند و به هيچيك اجازه ورود به حريم مقدس ديگرى را نمى‏دهد.
    حجاب زنان، حريم آنان را محفوظ داشته به هيچ مردى اجازه ورود به دنياى زنانه را نمى‏دهد. پس حجاب خود ابرازى است براى حفظ شخصيت زنان و حفظ حريم زنانه.
    حجاب و موقعيت‏هاى معنوى
    صدمه اساسى و مشترك همه گناهان تاريكى قلب و روح است. امام¬صادق علیه السلام فرمودند وقتى شخصى گناه مى‏كند بر روى قلبش نقطه تاريكى ايجاد مى‏شود و اگر تكرار كند اين تاريكى بيشتر مى‏شود و شايد به حدى برسد كه تمام قلب را تاريك كند. فردى كه روح و روانش تاريك شده از عبادت خداوند چندان لذت نمى‏برد و در نتيجه يا از روى عادت عبادت مى‏كند و يا در نهايت عبادت را ترك مى‏كند.
    بنا بر¬اين هر گناهى علاوه بر اينكه گناه است و باعث عذاب، زمينه گناهان بدى و دور شدن از معنويت را دارد. حجاب بر اساس قرآن¬كريم امرى واجب است كه خداوند به آن دستور داده است. لذا بى¬حجابى، گناه و معصيت است و باعث خرابى قلب و تاريكى روح مى‏شود. و اين تاريكى موقعيت هاى معنوى را از او مى‏گيرد.
    با برخورد با افراد بى‏حجاب، به اين واقعيت نزديك مى‏شويم كه اكثر آنها تربيت دينى نشده‏اند. يا در خانواده‏اى بوده‏اند كه مسائل شرعى را رعايت نداشتند و يا پدر و مادرشان اعتقاد راسخى به حجاب نداشته و اين جريان برايشان مهم نبوده است. چنين مربيانى در روز قيامت مورد مؤاخذه قرار مى‏گيرند و چنين مربيانى موقعيت‏هاى معنوى فراوانى را نه تنها از خود، بلكه از فرزندانشان دريغ مى‏كنند.


    حجاب و سعادت اخروى
    قرآن¬كريم به يك اصل عقلى بسيار روشن تذكر مى‏دهد و آن اين است كه انسان در مقام انتخاب، بايستى بهترين را انتخاب كند. در سوره الاعلى مى‏خوانيم كه «وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَى» و در سوره قصص آيه 60 و سوره شورى آيه 36 مى‏خوانيم «وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى» مطابق اين اصل عقلى، در مقايسه دنيا با آخرت، چون آخرت از هم از نظر كيفى و هم از كمى بهتر و باقى تر است، انسان عاقل بايستى آخرت را انتخاب كند؛ بخصوص كه جمع بين حب آخرت و حب دنيا ممكن نيست . يعنى در صورت انتخاب دنيا آخرت را از دست داده است.
    قابل تذكر است كه جمعى گمان كرده‏اند كه مى‏شود بين دنيا طلبى و آخرت طلبى جمع كرد ولى اين مطلب ناشى از عدم شناخت دنيا و عدم آشنايى با روايات است. حضرت عیسی(ع) فرمودند دنيا و آخرت مانند دو هوو مى‏مانند كه هر يك را خشنود كنى ديگرى ناراحت مى‏شود . و حضرت علی علیه السلام فرمودند دنيا و آخرت مانند دو مسير مخالف است كه هر يك را طى كنى از ديگرى جدا شده و دور مى‏شوى . البته مشغول شدن به كار دنيوى به اندازه كفاف، آخرت است نه دنيا و اما بيش از حد نياز مصداق دنياست نه آخرت.
    اطاعت خداى تعالى و لو در دنيا همراه با سختى و مشقت است ولى سعادت آخروى را در پى دارد. سعادتى كه فنا پذير نيست و هميشه دوام دارد. اما مشغول شدن به لذات حرام، گرچه ممكن است دنياى شخص را زيبا و جذاب كند ولى از دنياى بهتر باز مى‏ماند و سعادت اخروى خود را از دست مى‏دهد. هر انسان عاقلى اگر تفكر كند خود را مشغول لذت فنا پذيرى كه سعادت دائمى او را در مخاطره مى‏اندازد نمى‏كند. حضرت امير المؤمنين فرمودند: در لذتى كه بعد از آن ندامت است خيرى ندارد و نيز فرمودند خيرى در لذتى كه بعدش آتش است نيست . در همين رابطه امام¬صادق علیه¬السلام فرمودند: چه بسيار صبرهايى كه شادى طولانى در پيش دارد و چه بسيار لذتى‏هايى كه غم و حزن طولانى در پيش دارد .
    شخص بى¬حجاب بمانند كودكى است كه نزديك امتحان مشغول بازى مى‏شود و از آن لذت مى‏برد ولى اين لذت، او را از چيزى مهم‏تر يعنى قبولى در امتحان باز مى‏دارد. لذا در نهايت از كار خود پشيمان مى‏گردد.










  • Tags

طراحی سایت توسط مجتبی شجاعی