Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 62 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 66 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/modules/show.full.php on line 289 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 71 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/index.php on line 105 Deprecated: preg_replace(): The /e modifier is deprecated, use preg_replace_callback instead in /home2/maktabva/domains/jafarfazel.ir/public_html/engine/classes/templates.class.php on line 262 میگساری » سایت اطلاع رسانی استاد جعفر فاضل


حدیث روز: امام على(سلام الله علیه): مَنِ استَرشَدَ العِلمَ أرشَدَهُ. آنكه از دانش، راهنمايى خواست، او را ره نمود.       
prev next
Home Contact us Add to Favorites
  • Vote

    
    نظرشما در مورد سیستم؟
    عالی
    خوب
    متوسط
    بد
     
    */

    آمار سایت

    
    آمار مطالب يک ساعت پيش: 0
    امروز: 0
    اين ماه: 0
    کل: 234
    کل نظرات: 16708
    آمار کاربران يک ساعت پيش: 35
    امروز: 1064
    اين ماه: 18120
    کل: 241716
    بن شدگان: 0
    جديدترين عضو: cwnyzkodthl
    /*

    ورود اعضا







  • 
    تاریخ: 21 تیر 1395
       

    میگساری

    آسیب های اجتماعی شراب
    طبق آماري كه پزشك قانوني شهر "نيون" در 1961 تهيه نموده، جرائم اجتماعي الكليست‏ها از اين قرار است: مرتكبين قتل‏هاي عمومي 50 در صد، ضرب و جرح 77/8 درصد، سرقت 88/5 درصد، جرائم جنسي 88/8 در صد اين آمار نشان مي‏دهد كه اكثريت قاطع جنايات و جرائم بزرگ در حال مستي روي مي‏دهد.
    شرب خمر در ابتدا شخص و در نهایت جامعه را دچار آسیب می کند و در نهایت به یک بحران اجتماعی می انجامد. شهيد دكتر پاك‏نژاد مى‏نويسد:26 تعيين مقدار حداقل براى چيزى كه نه غذا باشد و نه دوا، يك كار غير علمى است. اگر اندكى از شراب براى دارو باشد هيچ دارويى براى مدت زيادى تجويز نمى‏شود. اگر مقدار كمى باشد سوخت و ساز غذايى ندارد، ولى هورمون آنتى‏ديورتيك را مهار كرده و ادرار را زياد مى‏كند. قطره شراب خورده شده وارد خون مى‏شود و در انعقاد نطفه اثر منفى مى‏گذارد. بيضه‏ها و پروستات از تمام بافت‏هاى بدن بيشتر الكل جذب مى‏كند (حدود هفتاد درصد) و اين امر در فساد اسپرماتوزوييد بسيار مهم است. اين فساد معمولاً پس از يك ساعت از ورود الكل به بدن، در نطفه مرد صورت مى‏گيرد. اگر زن هم شراب مصرف كند در تخم‏دان او نيز ديده مى‏شود. هر گاه طفلى در حال مستى تكوين يابد الكل موجود در نطفه، جنين را فاسد مى‏سازد و او را از رشد طبيعى باز مى‏دارد و در معرض بيمارى‏هاى گوناگون قرار مى‏دهد.
    شراب همچون سایر حرام ها تأثير منفی بر فرزندان مي گذارد. يكي از پزشكان آلمان ثابت كرده كه تأثير الكل تا سه نسل به طور حتمي باقي است به شرط اين كه اين سه نسل الكلي نباشد.27
    دكتر كارل مى گويد: مستى زن يا شوهر در لحظه آميزش، جنايت واقعى است، زيرا كودكانى كه در اين شرائط بوجود مى آيند اغلب از عوارض عصبى يا روانى درمان ناپذير رنج مى برند.28
    بی شک کودکانی که در اصل تولد و تکون آنان شراب نقش دارد بیش از آن که از آسیب های جسمی شراب رنج خواهند برد دچار آسیب های جدی معنوی خواهند شد. بزرگترین ثمره هر ازدواجی فرزندان سالم و پاک اند و آیا تربیت دینی و معنوی کودکی که شراب در اصل وجودش نقش داشته است امکان پذیر است آیا او زمینه رشد و تعالی معنوی را دارا خواهد بود؟
    به جهت سهولت امر تربیت و نیز عوامل متعدد دیگر، رسول مقدس اسلام6به دختران سفارش کردند که هرگز تن به ازدواج با مرد شراب خور ندهند. امام صادق7فرمودند: با شرابخوار اگر از دختر شما خواستگارى كند وصلت نكنيد و به او زن ندهيد.29 و نیز فرمودند: كسيكه دختر خود را به شرابخوارى بدهد قطع رحم کرده است.30 هر زنى به هم بسترى شوهر شرابخوار و مست خود تن در دهد بعدد ستارگان آسمان مرتكب خطا شده است و فرزندى كه از آن مرد پديد آيد ناپاك و نجس پليد است و خداوند از آن زن هيچ توبه و فديه اى را قبول نمى كند ... .31

    آسیب های اقتصادی شراب
    برخی می گویند که تولید و فروش شراب از نظر اقتصادی بسیار چشم گیر است همانطور که مردم عربستان قبل از اسلام از فروش شراب سود فراوانی می بردند و نباید از این سود صرف نظر کرد. در مقابل قرآن، بیان نمود که بله، شراب در آن منفعت هایی است ولی گناهش از سودش بیشتر است لذا نباید بسوی آن رفت. یکی از روان پزشکان معروف غربی در این مورد می گوید: « متأسفانه حکومت ها حساب منافع و عایدات مالیاتی شراب را می کنند ولی حساب بودجه ها ی هنگفت دیگری را صرف ترمیم مفاسد شراب می شود، نکرده اند، حساب مخارج آثار چون مستی، فساد نسل های پاک، و تنبلی و بی قیدی و بی کاری، و عقب ماندن فرهنگ و زحمات و گرفتاری های پلیس و پرورشگاه ها جهت سرپرستی اولاد الکلیها و بیمارستان ها، و تشکیلات دادگستری برای جنایات آن ها و زندان ها برای مجرمین از الکلیها، و دیگر خسارت های ناشی از می گساری در مقابل سود حاصل از عوارض و مالیات شراب هیچ است به علاوه نتایج اَسف انگیز صرف مشروبات الکلی را تنها با دلار و پول نمی توان سنجید زیرا مرگ عزیزان و به هم خوردن خانواده ها و آرزوهای بر باد رفته و فقدان مغز های متفکر انسانی، به هیچ وجه قابل مقایسه با پول نمی باشد».32
    آثار شوم شراب از نظر روحی و روانی و جسمی اصلاً قابل مقایسه با منافع اقتصادی نمی باشد. یکی از دانشمندان انگلیسی به نام بنتام می نویسد: آیین اسلام تمام انواع نوشابه های الکلی را تحریم کرده است و این یکی از امتیازات اسلام می باشد.33




    مواجه با شراب خوری
    وظیفه ما در مقابل شخص شراب خور چیست؟ در پاسخ باید دانست اسلام براى ایجاد نفرت ذهنى و اجتماعى به الکل و مشروبات، نخست به یک رشته مبارزات منفى روى آورده است تا باده خواران، خود را در جامعه حقیر و بى مقدار ببینند و از آن پرهیز کنند. بر این اساس پیامبر6به آحاد مسلمانان توصیه فرمودند:
    1 - اگر شراب خوار مریض شد، به عیادتش نروید؛
    2 - شهادت و گواهى شراب خوار، قبول نمى شود؛
    3 - اگر به خواستگارى آمد، دست رد به سینه او بزنید؛
    4 - گفتارش را تصدیق نکنید؛
    5 - شفاعت او پذیرفته نیست؛
    6 - از وى دختر نگیرید و با او معاشرت نکنید؛
    7 - در مجلس شراب ننشینید، زیرا وقتى لعنت خدا نازل شد همه را فرا مى گیرد؛
    8 - در قیامت، زهرمار و عقرب را به الکلى ها مى خورانند.34
    امام صادق7مى فرماید: اگر شرابخوار به خواستگارى آمد نباید او را پذیرفت، چون صلاحیت ازدواج ندارد، سخنانش را نباید تصدیق نمود، هرگاه براى كسى واسطه شود نباید او را قبول نمود. و نمى توان به او اعتماد كرد، هر كس به شرابخور امانتى بسپارد چنانچه از بین برود، خداوند به صاحب امانت پاداشى نمى دهد و امانت از دست رفته او را جبران نمى كند.
    سپس فرمود: مایل بودم شخصى را سرمایه بدهم براى تجارت به كشور یمن برود، خدمت پدرم حضرت امام باقر7رسیدم و عرض كردم : مى خواهم به فلانى براى تجارت سرمایه بدهم، نظر شما چیست؟ صلاح است یا نه؟
    فرمود: مگر نمى دانى او شراب مى خورد؟ گفتم : از بعضى از مؤمنین شنیده ام مى گویند او شراب مى خورد. فرمود: سخنان آنان را تصدیق كن! چون خداوند درباره پیامبر6مى فرماید: پیغمبر به خدا ایمان دارد و مؤمنین را تصدیق مىنماید، بنابراین شما باید مؤمنین را تصدیق كنى. آنگاه فرمود: اگر سرمایه را در اختیار او بگذارى، سرمایه نابود شود و از بین برود خدا تو را نه اجر مى دهد و نه امانتت را جبران مى كند.گفتم : براى چه؟ فرمود: خداوند مى فرماید: (وَلاَ تُؤْتُواْ السُّفَهَاء أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللهُ لَكُمْ قِيَامًا)- اموالى را كه خداوند آن را مایه زندگیتان قرار داده به نادانان ندهید - آیا نادانتر از شرابخوار وجود دارد؟ پس از آن فرمود: بنده تا شراب نخورده همیشه در پناه خدا است و در سایه لطف او اسرارش پرده پوش مى شود. هنگامى كه شراب خورد سرّش را فاش مى كند و او را در پناه خود نگه نمى دارد. در این صورت گوش، چشم، دست و پاى چنین شخص، هر كدام شیطان است او را به سوى هر زشتى مى برد و از هر خوبى باز مى دارد.35

    بر هر مسلمانی واجب است که نسبت به شراب خوری که از اصلاحش مایوس شده است، چنین بازخوردی داشته باشد تا شراب خور خود را در جامعه طرد شده و بی اهمیت ببیند و سعی در اصلاح خود نماید و حداقل در این کار زشت، خود نمایی و تظاهر - که باعث اختلال در امر تربیت جامعه است - نکند.

    مواجه حکومت با شرابخوری
    حاکم شرع نیز وظیفه دارد در مقابل این پدیده زشت و شوم موضع صحیح دینی بگیرد و جو را برای شراب خوری باز نگذارد. خداوند برای تنبیه شراب خور و هم حفظ و حضانت جامعه از اشاعه می گساری مجازات مناسب قرار داده است. اسلام حد و مجازات شراب خوری را هشتاد تازیانه قرار داده است که در صورت اثبات وقوع جرم و وجود شرایط ، باید درباره مسلمان و یا غیر مسلمان متظاهر به فسق البته در غیر صورت اضطرار و اکراه اجرا شود. حاکم نیز موظف است برای کسانی که اصرار به می گساری دارند مجازات های سنگین تری را اعمال کند. حد باید در حال هوشیاری شخص خاطی اجرا شود تا اثر تربیتی و باز دارندگیش محفوظ بماند.
    برخی مجازات های اسلامی را تند و شدید می بینند و یا آن را مخالف حقوق بشر می دانند. و برخی هم دوست می دارند مطابق نفس و میل خود رفتار کنند و هیچ کس هم مزاحم آنان نشود، این دسته از چند نکته مهم - که فهم آن چندان دشوار نیست - غفلت ورزیده اند:
    نکته اول این که هر جرمی چون جرم است مجازات دارد.
    نکته دوم این که مجازات هر جرم باید مناسب همان جرم باشد.
    نکته سوم این که گناه یعنی مخالفت با خدا و هیچ جرمی بزرگ تر از مخالفت با خدا نیست.
    نکته چهارم این که اگر در مقابل جرم مجازات اجرا نشود اهل گناه جری شده و جامعه هر روز بیشتر از روز قبل شاهد جنایت و گناه خواهد بود.
    نکته پنجم اجرای حدود بر شخص مجرم نتیجه عمل کرد اوست و این مخالف حقوق بشر نیست چرا را که خود کرده را تدبیر نیست.
    نکته ششم تعطیل اجرای حدود و مجازات در نهایت آسایش را از بشریت سلب کرده و مخالف حقوق بشر است.
    نکته هفتم قبول هر دینی به منزله قبول و رعایت احکام آن دین است.
    نکته هشتم رعایت قوانین حاکم بر هر جامعه ای (قوانینی که مخالف عقل و شرع نباشد) بر شهروندانش لازم است اگرچه آن قانون مورد قبول آنان نباشد.
    نجاشى، یکى از یاران حضرت امیرمومنان على7بود که با شعر و نثر امام را تعریف و معاویه را هجو مى کرد. وى سربازان زیادى داشت که آنها را در جنگ براى یارى امام بسیج مى کرد. ابوسماک اسدى مى گوید: ماه رمضان به منزل من آمد و گفت: بیا شرابى و کبابى بخوریم. من گفتم: از عدل على نمى ترسى؟ اظهار داشت: حضرت على7مرا از دست نخواهد داد. آن گاه شراب فراوانى خورد و عربده کشید. مأموران او را گرفتند و به محکمه عدالت حضرت على7سپردند. حضرت فرمود: حد شراب خوار، هشتاد ضربه شلاق است، ولى بیست ضربه هم اضافى بزنید که حرمت ماه مبارک رمضان را هتک کرده است.
    علاوه بر این که خود می گساری جرم است اعمال و رفتارهای اشتباهی که انسان مست انجام می دهد به عهده اوست و باید جوابگو باشد. بنا بر این گرچه انسان مست مسلوب الاراده ولی این باعث نمی شود به خاطر کارهایی که در حال مستی انجام داده است کیفر نشود و مگر موارد خاص.

    شراب و تردیدها
    يك سرى اطلاعات غلط و غير علمى و در واقع دقيقاً مخالف با دانش پزشكى به طور تقريبى در ذهن تمام مصرف كنندگان مشروبات الكلى وجود دارد؛ به عنوان مثال بسيارى تصور مى‏كنند كه مشروبات الكلى به ويژه آب‏جو، براى درمان شن كليه مفيد است.36 و یا مالیدن شراب به پا برای درمان دردپا مفید است و یا بدن نیاز به الکل دارد و ... .
    و برخی نیز در جستجوی راهی برای تجویز شراب اند و می خواهند با طرح پرسشی هایی اذهان را به مقصد خود نزدیک کنند. پرسش هایی مانند، چرا خدا، خمر را حرام کرده است؟ اگر مسکر حرام است پس چرا نوشیدن کم شراب نیز حرام است؟ و ... .
    بی شک برای کسی که به خدا اطمینان دارد، همین مقدار که بداند خدا خمر را حرام کرده است کافی است و جای هیچ شک و تردیدی را نمی گذارد. خدایی که دانا و مهربان است کار بیهوده انجام نمی دهد.
    در خصوص این پرسش که چرا حتی کمی شراب نیز حرام است با این که مست کننده نیست، صرف نظر از این که حد مشخصی برای مست شدن و نشدن وجود ندارد، به چند نکته اشاره می شود:
    نکته اول؛ وقتی از سوی خداوند حرمت چیزی صادر شد آن حرام می شود چه کم آن و چه زیاد آن. مانند حرمت ربا یا حرمت فحشاء ... در مورد شراب نیز چنین است. بنابراین کسی که شراب و لو مقدار بسیار کم بنوشد روحیه بندگی نداشته و نافرمان و سرکش است و دچار گناه شده است.
    نکته دوم؛ اگر بر فرض مقدار بسیار کم شراب مست کننده نباشد ولی آثار مخرب و ویرانگر دیگری که در صدور حکم تحریم خمر دخیل بوده اند، را داراست؛ مانند تاثیر در نطفه و نجس شدن بدن و روح و از بین رفتن روحیه تعبد. در حدیث آمده است: آنکه مقدار کمی از شراب (که مست کننده نیست) و چه زیادش که مستی آورد در رگی از رگ های خویش داخل کند خداوند آن رگ را به سیصد و شصت گونه عذاب بیاورد.
    نکته سوم؛ شراب علاوه بر این که حرام است نجس نیز می باشد و خوردن نجس کم آن یا زیاد حرام است.
    نکته چهارم؛ بشر به خاطر حرص و نیز وسوسه های نفس و شیطان، همواره در لب پرتگاه است. اگر اسلام مقدار کم شراب را تجویز می گردد مطمئناً به خاطر حالات یاد شده، بشر به دره مخوف می گساری پرت می شد.
    برخی با استناد به اشعار کهن در باره شراب و یا این که بسیاری از شعرا درباره می و می گساری شعر سروده اند سعی در تعریف و تمجید از خمر و می گساری دارند. البته بر هیچ آگاهی مخفی نیست که شعرا نیز افرادی معمولی هستند که گاه خطا کرده و گاه درست عمل می کنند و رفتار و عقاید آنان نیاز به نقد و تحلیل دارد.
    بنابر این اگر شاعری از خمر ستایش کرد یا از کلمات می و می گساری و ... استفاده کرد این دلیل بر جواز و حلیت شراب نیست.
    نکته دیگر؛ برخی با مقایسه شرب خمر با گناه دیگر که به نظر آنان سنگین تر است سعی در عادی سازی شراب خوری دارند مثلا می گویند فلانی شراب خور است ولی معتاد که نیست! در مجموع گناه از هر نوع که باشد، ریز باشد یا درشت، مخالفت با خداست و مخالفت با پروردگار امری سنگین است و این نوع مقایسه از روش های شیطان برای گمراهی است.

    درمان با حرام
    گاهی برخی از اطباء برای برخی از امراض شراب را تجویز می کنند آیا می توان به نسخه آنان عمل کرد؟
    پاسخ به این پرسش نیازمند یک بررسی دقیق فقهی در آیات و روایات است. برخی بر این اعتقادند که در حرام، شفایی نیست و برخی در صورت اضطرار، شرب خمر را به مقدار نیاز جایز می دانند و برخی مورد اضطرار را منحصر در فوت می دانند.
    خدا برای هر دردی درمانی خلق کرده است و نیز در روایتی چنین آمده است که خدا در حرام شفا قرار نداده است. « امّ خالد که زني عبديه بود بر امام صادق7 وارد شد ابابصير مي‎گويد من هم نشسته بودم. آن زن عرض کرد فدايت شوم يابن رسول الله يک مرضي عارض من شده است که شکمم صدا مي‎کند به دکتر مراجعه کردم و اطباء عراق براي شفا تجويز کردند حلوائي از نبيذ با سبيق درست کنم با هم مخلوط کنم و بخورم، من دست نگه داشته‎ام احساس مي‎کنم و لو طبيب تجويز کرده است امّا شما خوش نداري من مشروب بخورم. دوست دارم از شما بپرسم آيا اجازه مي‎دهيد از اين مشروبي که طبيب تجويز کرده است بخورم يا خير؟ امام قبل از پاسخگوئي به پرسش؛ آن زن را مورد امتحان قرار داده‎اند و فرمودند: چه باعث شد از دستور پزشک پيروي نکردي .گفت آقای من دينم را به گردن شما گذاشته‎ام و با آرامش به ملاقات خدا مي‎روم. مي‎خواهم در قيامت به خدا جواب بدهم و وقتي خدا را ملاقات کردم به من مي‎گويند چرا مشروب خوردي مي‎گويم امام صادق7فرمود اگر شما دستور خوردن بدهید و اگر شما بفرماييد نخور و مرا نهي کنيد و قيامت به من بگويند وقتي مريض شدي داروي تو شرب خمر بود چرا نخوردي؟ به گردن شما مي‎اندازم و مي‎گويم امام صادق7فرمود نخور. امام صادق7رو به ابابصير کردند آيا مي‎شنوي اين زن چه زيبا حرف مي‎زند؟ مي‎گويد من مقلد شما هستم، دينم را به گردن شما مي‎اندازم؛ اگر بفرماييد بخور مي‎خورم و اگر بفرماييد نخور نمي‎خورم. بعد امام رو به آن زن کردند و فرمودند یک قطره از آن را اذن نمي دهم بخوري، يک قطره‎ي آن را هم نچش، چشيدن اين هم براي تو جايز نيست و با دست خود به حنجره‎اش اشاره نمود و فرمود اگر بخوری آن وقتي که عزرائيل براي قبض روحت آمد و روحت به اينجا رسيد آن وقت پشيمان مي‎شوي و چيزي مي بيني که مي‎گويي اي واي، اي کاش نخورده بودم. امام7 سه مرتبه فرمود فهميدي؟ آن زن گفت بله شنيدم».
    در باره پیام این حدیث بحث شده است. برخی شرب خمر را تنها برای حفظ جان از مرگ جایز دانسته و برخی در این مورد و مرض های سخت جایز شمرده اند و روایت را در مورد مرض های آسان دانسته اند. مرحوم شهيد در مسالک37مي‎نویسد: والاصح خروج ما اوجب حفظ النفس من التلف، آن اضطراري که ارتکاب شرب در آن موجب نجات نفس از تلف مي‎شود؛ از ادله‎ي حرمت شرب خمر خارج است. ادله مي‎گويد شرب خمر حرام است مگر آنجايي که حفظ نفس متوقف بر شرب خمر باشد. سپس مرحوم شهيد براي مورد استثناء از ادله‎ي حرمت مثالي مطرح مي‎کند مثلاً آنجايي که لقمه در گلو گير کرده و آب نيست و اگر شراب نخورد خفه مي‎شود. و اما برای درمان مرض های جایز نیست و این موارد ازتحت ادله حرمت خمر خارج نشده است. مرحوم آیت الله گلپايگاني در تقريرات مي‎ نویسد38 تنها مورد جواز شرب، جايي است که اگر مشروب نخورد مي‎ميرد. امّا بیشتر فقهای امامیه با استناد به پاره ای از روایات منقول از ائمّه:، و قاعده عقلی تقدیم اهم بر مهم ، تداوی به حرام از جمله مسکرات را در صورت ضرورت و انحصار درمان به حرام، جایز دانسته اند.


    فقهای امامیه و جمهور اهل سنت درمان به حرام، به میزان سدّ رمق و دفع حاجت و حفظ حیات اجازه داده اند اما تجاوز از مقدار ضرورت و حاجت را مشمول سرکشی و گناه عدوان دانسته اند.
    بهر سو، چون خداوند به صراحت شراب را حرام کرده است، عمل به دستور پزشک نیازمند تحقیق و تفحص است. در ابتدا باید مواظب بود که تجویز شراب از سوی پزشک مبتنی بر قواعد علمی باشد نه روحیه پزشک. این تجویز توسط اطبا و دانشمندان دیگر مورد تایید قرار گیرد. آن مرض از امراض سخت و یا منجر به فوت باشد و داروی منحصر به فردش شراب باشد که البته این فرض بسیار نادر است.
    تجویز شراب برای موارد درمانی خاص، دلیل بر صحت شراب خوری نیست، همانطور که تجویز داروی مواد مخدر مثلاً برای آرام کردن درد، دلیل بر صحت اعتیاد نیست.

    سخن پایانی
    هر مسکری از نظر اسلام حرام است و امّا این بدین معنا نیست که علت حرمت خمر منحصر به اسکارش است. به بیان ساده تر، درست است که طبیعت شراب سکر و مستی آور است و عقل را زایل می کند و هر چه سکر آور باشد در اسلام حرام است چه شراب باشد چه شراب نباشد - امام صادق7فرمودند: خداوند خمر را به خاطر اسمش حرام نکرد بلکه به خاطر عاقبتش حرام نمود ولی مفهوم این جمله این نیست که اگر کسی از نوشیدن شراب مست نشد یا کسی به مقدار کمی شراب بخورد و مست نشود برای او شراب حلال است. زیرا دستور حرمت از سوی پروردگار صادر شده است و با صدور چنین فرمانی، همه موظفند از شراب، کم آن یا زیادش، دوری کنند و گرنه معصیت کار و گنه کار محسوب می گردند.
    دقت کنید؛ اساس و ریشه این که ما از شراب دوری می کنیم فرمان خداست. چه، تنها در این صورت است که این عملکرد عبادت محسوب می گردد. اما کسی که تنها به خاطر مضرات شراب از شراب دوری کند، گرچه نفع می برد و نفعش آن است که به آسیب های شراب خوری دچار نمی شود ولی چنین شخصی به خدا نزدیک نمی گردد و رشد و تعالی روحی برایش فراهم نمی شود زیرا شراب نخوردن او از روی بندگی و تسلیم و عبودیت نبوده است.
    همین حس بندگی و سرسپردگی در مقابل خداست که مومن را از گناه متنفر می سازد. آنچه که مورد تنفر خدا است مورد تنفر اوست. اگر خدا از مسکر بی زارست او نیز بیزار است. چنین حسی است که مومن را از وسوسه ها ایمن می کند. آیا دیده اید که برخی از مسلمانان به راحتی سخن برخی که از شراب ستایش می کنند یا برای آن فایده ای ذکر می کنند می پذیرند و برخی بخاطر همان حس بندگی نمی پذیرند، همه اینها ریشه در درون افراد دارد.
    از سوی دیگر، حرمت شرب فقط به خاطر سکرش نیست و علل و عوامل متعددی در حرمت آن دخالت داشته اند که یکی از آن آثار سوء، و لو یک قطره باشد، پلید شدن روح و روان و نیز نطفه است. حضرت امیر7 فرمودند: اگر یک قطره شراب را در چاهى بریزند و از آب آن گندم زارى را مشروب سازند، سپس آن محصول را در آسیاب آرد کنند و نان هایى بپزند، من که على هستم، از خوردن چنین نانى دورى خواهم کرد.
    برخی به خاطر نداشتن همان حس بندگی، سعی در تشویق مردم به شراب دارند و گاه با دادن اطلاعات غلط و تایید نشده مانند این که شراب برای شن کلیه یا برای درد پا و ... مفید است زمینه را برای عادی شدن شرب خمر فراهم می کنند.
    آنچه که اصرار دارم در نهایت، به آن توجه شود این است که اگر حکمی و دستوری از ناحیه پروردگار یا معصومین:صادر شده باشد دیگر مطلب تمام است و جای هیچ چون و چرا نمی گذارد و به اصطلاح چرا بردار نیست. همین مقدار که خدا دستور داده است کار تمام و حجت کامل است و جای هیچ نوع عذر و بهانه تراشی و نیز استدلال باقی نمی ماند. به عنوان نمونه اگر بپرسند چرا حجاب؟ جواب این است که دستور خداست حال اگر کسی سخن خدا برایش تمام نباشد و منتظر استدلال و دلیل دیگر باشد، مشکل او تنها بی حجابی نیست مشکل او اساسی تر و بزرگتر از اینهاست مشکل او این است که سخن خدا برایش تمام نیست. در مورد خمر نیز همینطور است اگر پرسیده شود که چرا خمر نباید نوشید جواب این است که خداوندمتعال آن را حرام نموده است.





    1- فرهنگ فارسي معين، ص 1005.
    2- فرهنگ اصطلاحات و عناوين جزائي، ص 278.
    3- شرح ق. م. ا، بخش حدود، ج دوم، ص17.
    4- جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام، ج 41، ص 449.
    5- تلخیص از انیس الاعلام، جلد اول، ص 296؛ «نماز مبارک» انتشار دایره اسقفی ایران.
    ترجمه مذهب کاتولیک، ص 130-31.
    6- (سوره نحل آیه 67).
    7- بحار الانوار، ج 48، ص 149؛ ح 24 از کافی.
    8-مائده،90.
    9-مائده،91.
    10- بقره 116.
    11-نساء،43.
    12- من‏لایحضره‏الفقیه ج، 4 ص، 56 ؛ توضیح المسائل مراجع ج2،ص680،مسأله11.
    13- وسائل الشیعة، ج‏25، ص370.
    14- مائده،90.
    15- بحوث فی شرح العروة الوثقی، ج‏3، ص320.
    16- فروع کافی، چاپ جدید، ج 6، ص430 و 429.
    17- وسایل الشیعه، ج 17، ص271.
    18- وسایل الشیعه، ج 17، ص238.
    19- وسایل الشیعه، ج 17، ص254.
    20- میزان الحکمه، عنوان 1126، حدیث 5145.
    21- میزان الحکمه، عنوان 1126، حدیث 5129 و 5128.
    22- اثرات مشروبات الکلی از دیدگاه دانش پزشکی و دانشمندان غرب، ص19 و 20.
    23- همان مدرک، ص22 و 27.
    24- مستدرك الوسايل، ج 3، ص71.
    25- بحار، ج 14، ص771 .
    26- اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 7، ص 134.
    27- اسلام پزشك بي دارو، ص44، نقل از علوم جنايي، ص863، پژوهشي در اعجاز علمي قرآن، ص346.
    28- راه زندگى، ص91.
    29- فروع كافى، ج 5، ص368.
    30- فروع كافى ج 5، ص368.
    31-لئالى الاخبار، ص267.
    32- تفسیرنمونه، جمعی از نویسندگان، ج2، ص76 و 79.
    33- تفسیرنمونه، جمعی از نویسندگان، ج5، ص74.
    34- وسائل الشیعه، ج 17، ص 249 - 248، احادیث 4، 5، 7، 8.
    35- بحار، ج103، ص84 .
    36- اثرات مشروبات الکلى از دیدگاه دانش پزشکى و دانشمندان غرب، ص27.
    37- الشهید الثاني، مسالک الافهام، ج14، ص461.
    38- السيد الگلپايگاني، درّ المنضود، ج2، ص339.

























    - بعلاوه قرآن کریم و نهج البلاغه.
    - علامه مجلسی، بحار الانوار،110جلدی، موسسه الوفاء، بیروت،1404ه.ق.
    - کلینی، الکافی، 8جلدی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365ه.ش.
    - شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، 29 جلدی، موسسه آل البیت:، قم، 1409ه.ق.
    - محدث نوری، مستدرک الوسائل، 18جلدی، موسسه آل البیت:، قم، 1408ه.ق.
    - نجفي، محمّّد حسين؛ جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام، دارالكتب الاسلاميه، چ دوم، 1400ق.
    - طوسي، محمّد بن حسن، الخلاف في الفقه، مطبعه رنگين، ‎۱۳۸۲ـ‎۱۳۷۷ق.
    - طوسي، محمّد بن حسن، النهاية في مجرد الفقه و الفتاوي، دانشگاه تهران، ۱۳۴۳.
    - طوسي، محمّد بن حسن، البيوع از کتاب مبسوط شيخ طوسي، دانشگاه تهران، دانشکده حقوق، ۱۳۳۷.
    - سلار ديلمي، حمزهبن عبدالعزيز، المراسم ( العلويه في الفقه و الاحکام النبويه).
    - محقق حلى، نجم الدين جعفر بن حسن، شرايع‏الاسلام، نشرمؤسسه‏ي اسماعيليان، قم، 1408 ه‏ق.
    - علامة الحلي، تذكرة الفقهاء، مؤسسه آلالبيت:لاحياء التراث، ۱۴۱۴ق.
    - رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، انتشارات کتاب مبین، ۱۳۸۰ش.
    - السيد الگلپايگاني، در المنضود، دار القرآن الكريم، قم المقدسة.
    - سبحاني تبريزي، جعفر، فروغ ابديت، دفتر تبليغات اسلامي، مرکز انتشارات، ۱۳۶۳.
    - پاک نژاد، رضا، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، کتابفروشي اسلاميه، ۱۳۴۹ - ۱۳۶۱.
    - معين، محمد، فرهنگ فارسي معين، تهران، سرايش، چ سوم، 1381.
    - شاملو احمدي، محمّد حسين، فرهنگ اصطلاحات و عناوين جزائي، اصفهان، داديار، چ اول، 1380.
    - زراعت، عباس، شرح ق. م. ا، بخش حدود، تهران، ققنوس، چ اول، 1380.
    - حجتي، سيد مهدي، ق. م .ا در نظم حقوق كنوني، تهران، ميثاق عدالت، چ اول، 1384.
    - سميعي، حسن، حقوق جزاي عمومي، تهران، بي تا، چ اول، 1348.
    - اردبيلي، محمدعلي، حقوق جزاي عمومي، تهران، ميزان، چ اول، 1377.
    - ادوارد.ک.تیلور، مذهب کاتولیک، انتشار مرکز تحقیقاتی لندن.
    - «نماز مبارک»، انتشار دایره اسقفی ایران، چاپ 1967.
    - الدر، جان، تاریخ اصلاحات کلیسا، تهران، انتشارات نور جهان، 1326.
    - مویدی، علی، از شراب چه می دانیم، حسنین، بهمن1386.
    - نظامی گنجوی، الیاس بن یوسف ، لیلی و مجنون، گزیده سخن پارسی، به کوشش عبدالمحمد آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی،1382. - سعدی، مصلح بن عبدالله، دیوان غزلیات استاد سخن سعدی شیرازی، مهتاب، 1382.
    - عراقي، ابراهيمبنبزرگمهر، ديوان شيخ فخرالدين عراقي، مصحح:پروين قائمي، نشرپيمان، 1387.
    - خواجه حافظ شیرازی، دیوان حافظ، کتابفروشی حافظ، تهران.
  • Tags

طراحی سایت توسط مجتبی شجاعی